![]() |
![]() |
|
|
حقیقت دارد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 17:13 توسط محبوبه |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 17:13 توسط محبوبه |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 17:12 توسط محبوبه |
|
![]() حرفهای ما هنوز نا تمام
تا نگاه می کنی
وقت رفتن است
...
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آن که با خبر شوی
لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود
...
آی
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود
... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 17:12 توسط محبوبه |
|
![]() و رسالت من این خواهد بود |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 17:11 توسط محبوبه |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 17:11 توسط محبوبه |
|
![]() در رؤياهايم مست بودم مست خواب و مست با تو بودن اما تو نبودي من بودم و دريا و خوابي که تو را کم داشت و گوش ماهيهايي که صورتشان را با موج شسته بودند و لاک پشتي که در رؤياهايش مست بود، مستِ خواب دريا بود و ماسههاي آب خوردهاي که دستهاي مرا ميبوسيد تا برای عشق کهنه مان برجي بسازم و قايق کوچکي که عزم تورا ميجست اما تو نبودي آنجا همه چيز آبي بود اما نه آبي آسمان که آبياش دريايي بود حتي رنگ پرواز مرغان دريايي هم آبي بود آبي يک دست و يا شايد من هرآنچه را که بود آبي ميديدم گفتم که : مست بودم، مست خواب و مست با تو بودن اما تو نبودي ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 17:10 توسط محبوبه |
|
![]() آن طرف دنیا بیمارستان حیوانات می سازند و این جا آدمیان را زنده زنده در گور می افکنند آن سوی دنیا یک ایرانی برای تفریح به فضا می رود و این جا تنها گردش ما سفر آخرت است آن ور دنیا رقم دارایی بیل گیتس نجومی ست و این جا کار و بار گورکنان سکه است ... تا اطلاع ثانوی مردن ممنوع گورستان ها پر است ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 17:10 توسط محبوبه |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 17:9 توسط محبوبه |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 17:8 توسط محبوبه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 |
|
RSS
|